هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
658
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
منزل نهم : سلطانيه شب يكشنبه ، بيست و ششم ماه [ رمضان 1301 ه . ق . ] يك ساعت و نيم از شب رفته ، حركت كرده ، ساعت در دسته به سلطانيه رسيديم . گفتند راه 7 فرسخ است . در ديوار اتاق منزل اين دو « فرد » نوشته بود ، چون دليل اخلاص بود ، خوشم آمد ، حظ كردم : قطعه اى كه گفتى و من يمت يرنى * جان فداى كلام دلجويت كاش روزى هزار مرتبه من * مردمى ، تا بديدمى رويت منزل دهم : زنجان شب دوشنبه ، بيست و هفتم [ رمضان 1301 ه . ق . ] سه [ ساعت ] از شب رفته ، از سلطانيه حركت نموده ، يك ساعت از دسته گذشته ، به زنجان رسيديم . راه پنج فرسخ بود . آنجا [ به ] حمام رفتم . بد نبود . صاحبخانه « جنگى » داشت . اشعار خوبى [ در ] آنجا نوشته بود . دو سه فرد از آنها [ در ] خاطرم مانده [ است ] . نظم گفتگوى مردم عالم سراسر نشتر است * بسته آسايش ما ، پردهء گوش كر است صورت مردم كشد از سايه بر ديوار و در * شمع مجلس در كف شب خامهء صورتگر است ناتوانان فارغند از انقلاب روزگار * خانهء صيّاد عشرتگاه صيد لاغر است عصر سهشنبه [ 28 رمضان 1301 ه . ق . ] بنا به خواهش و اصرار سركار مجد آثار پاشاخان خمسهء مظفر السلطنه به منزل ايشان نقل مكان شد ، كه شب چهارشنبه از آنجا حركت شود . مظفر السلطنه پسر مرحوم مظفر الدوله است . سركار جلالت مدار عميد الملك حاكم زنجان نيز آنجا به ديدن داعى آمدند . فرصت